تبلیغات اینترنتیclose
واژه‌های دفترم خاکستری‌ست (خلیل جوادی)
پیچک ( خلیل جوادی)
شعر و ادب طنز پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

واژه‌های دفترم خاکستری‌ست
باز بوی باورم خاکستری‌ست.
...
باز هم بحث عقیل و مرتضاسـت
آهن تفتیده‌ی مولا کجاست.

نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت‌المال روشن مانده است.
...
بین جمع ایستاده بر نماز
ابن‌ملجم‌ها فراوانند باز

روسیاهی کرده کتمان کینه را
بیم دارم بشکند آیینه را
....
دست‌ها را باز در شب‌های سـرد
ها کنید، ‌ای کودکان دوره‌گرد!

مژدگانی ‌ای خیابان‌خواب‌ها
می‌رسد تـه‌مانده‌ی بشقاب‌ها

سر به لاک خویش بردیم، ‌ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم، ‌ای دریغ
...
صحبت از عدل و عدالت نابه‌جاست
سود در بازار ابن‌الوقت‌هاست
...
ای که می‌آید صدای گریه‌ات
نیمه‌شب‌ها از پس دیوارهـا

گیر خواهد کرد روزی روزی‌ات
در گلوی مال مردم‌خوارها....

 

خلیل جوادی
(خیابان‌خواب‌ها،

http://www.jmahdi.com/2011/01/blog-post_5156.html

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 5, | بازديد : 529