تبلیغات اینترنتیclose
جاتون خالي يه جايي مهمون بوديم(خلیل جوادی)
پیچک ( خلیل جوادی)
شعر و ادب طنز پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 9 دی 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آلت موسيقی

( در باب نشان ندادن آلت موسیقی در صدا و سیما )

 

**


جاتون خالي يه جايي مهمون بوديم

پـاي بسـاط تلـويـزيـون بـوديـم

برنامه شون سازي و آوازي بـود

اما سازش قايم باشك بازي بود

بچّه ي صابخونه كه فيلمو مي ديد

رو به باباش كرد و با خنده پرسيد

اون دو نفر كه پشت اون گلدونن

شونه شونو هِي چرا مي جنبونن

باباش بهش گف پسرم گير نده

خنده زياديش پيـش مهـمـون بده

اون دو تا اونجا گِل لگد مي كنن

اونـا دارن كـاراي بـد مي كـنـن

آلت موسيقي ميگن حرومه

اگه نـيـگا كـنـي كـارت تـمـومـه

هر كي چشش ساز ببينه لوچ ميشه

مخش يهو سوت ميكشه پوچ مي شه

اونايي كه صاحب تلويزيونن

خير و صلاحِ همه رو مي دونـن

ميگن نوازندگي عـلاّفيـه

آقـاي خوانـنـده خـودش كـافـيـه

اين صداي سازه كه خيلي خوبه

خودش يه تيكه پوست و سيم و چوبه

همين ناقاره كه صداش عاليه

نـيگـاش كنـي يـه طـبـل تـو خالـيـه

اينم بگم اصل قضيه چوب نيست

آلت موسيقي يه خورده خوب نيست

ميگن زن و بچه مياد رد ميشه

اگه نشون بديم يه وخ بـد مي شه

اينارو كه ميگم يك از هزاره

كـلـي پـيـامــداي ديــگـه داره

بچه هه گف بابا يه خورده صب كن

كنـتـرلـو بـگيـر جـلو عـقب كـن

تلويزيون پاك شده پشم و شيشه

ما بچه ها تكليفمون چي مي شه ؟

شبانه روز دارن كانال مي زنن

مي شينن اونجا ضد حال مي زنن

برنامه ها تكرارين هميشه

آخـه بابا اينجوري كـه نـمـيـشـه

بودجه كه تصويب ميشه ميليارديه

فيلما چيه ؟ فـقـط لـورل هـارديه

سازو كه گفتين بده ، وافور چطور ؟

ديدنِ صحنه هاي ناجور چطور ؟

هر كي مي خواد آينه ي عبرت بشه

مياد تو اين فيلما مواد مي كشـه

اينجا يه كم حرفا تو هم _تو هم شد

با يه كشـيـده روي بـچـه كم شد

وقتي كه يارو فارغ از كتك شد

گفت : آخيش چقد دلم خنك شد

اينا همش تقصير روزگاره

بچه و اين حرفا ، چه معني داره

ما آم كه اين حرفارو مي شنفتيم

پيرو فـرمايـش يارو گـفـتـيـم

از تلويزيون نبايد بد بگي

تو دهنت هر چي كه اومد بگي

بودجه ي ميلياردي داره كه داره

فقط لورل هاردي داره كه داره

فيلماي تكراري چه عيبي داره

چشت درآد بشين ببين دوباره

ماها اينيم يهو سگ هار ميشيم

رو بهمون بدن طلبكار مي شيم

دوره ي مشروطه كه يادتونه

بازم اگه شُـل بـگـيـرن همونه

شاخ اتابكو زدن شكوندن

فاتحه ي ممدلي شاهو خوندن

عهدو شكسته كه شكسته باشه

مجلسو توپ بسته كه بسته باشه

بُلنگو دس گرفتن و جار زدن

شيخ به اون گندگي رو دار زدن

تورو خدا نگين اين حرفا زشته

من نـمـي گـم تـو كـتـابا نوشته

یِپرمِ بدبختو زدن كشتنش

بچه ها موندن روي دست زنش

اون از امير كبير، اين از مصدق

به اون عذاب دادن به اين يكي دق

خلاصه اينكه ، اين سياست بده

عـقلـتـو دسـت ايـن جـماعـت نده

ما كه سياست سرمون نمي شه

جون شمـا ايـنـو مـيـگـم هـمـيشه

حالا با اين توضيحايي كه دادم

دل نـگـران احــمــدي نـــژادم

بسّه ديگه زياد بگم بد ميشه

يـهـو صـلاحـيـّتـمـون رد مي شه

 

۱۳۸٥/۱٠/٢٤

خلیل جوادی

http://www.forum.98ia.com/t104429.html

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 2, | بازديد : 355